| تاریخ برگزاری: | ۲۰ الی ۲۲ مرداد ۱۴۰۵ |
|---|---|
| منطقه مربوط: | سی سخت،پادنا،گردنه بیژن |
| ارتفاع پارکینگ خودرو (متر): | 3200 |
| ارتفاع قله (متر): | 4234 |
| نحوه دسترسی از شهر مبدأ تا مقصد: | تهران،یاسوج،سی سخت |
| مسافت از شهر مبدأ تا مقصد: | 740کیلومتر. با 9 ساعت |
| سرپرست برنامه: | ناهید حمید |
| تنظیم و نوشتن گزارش: | ناهید حمید |
موقعیت جغرافیایی استان
استان کهگیلویه و بویراحمد در جنوبغربی ایران قرار دارد ،مرکز استان یاسوجناهمواری های استان و نحوه شکل گیری آن
بیشتر تحت تأثیر رشتهکوه زاگرس شکل گرفتهاند،شرح گزارش برنامه
گزارش پیمایش خطالرأس شرقی دنا
مدت اجرای برنامه: ۴۸ ساعت
تعداد شرکتکنندگان: ۱۲ نفر
مسیر آغاز پیمایش: گردنه بیژن
مسیر فرود: دره نوقل
مسافت پیمایش: حدود ۴۰ کیلومتر
قلل صعودشده: برفکرمو، نمک، کلخرمن، نول شمالی، نول جنوبی، قاشسرخ، تاپو، گایونه شرقی، گایونه غربی و پازنپیر
مقدمه
پیمایش خطالرأس دنا، عبور از یکی از باشکوهترین و در عین حال جدیترین ارتفاعات زاگرس است؛ مسیری که تنها با توان جسمانی طی نمیشود و در هر مرحله، تجربه، تمرکز، مدیریت زمان، تصمیمگیری و هماهنگی تیمی را به آزمون میگذارد.
برنامه پیمایش کامل خطالرأس دنا از ابتدا در دو بخش اصلی طراحی شده بود: خطالرأس غربی و مرکزی و خطالرأس شرقی. تیم غربی و مرکزی از روز جمعه ۱۷ مرداد پیمایش خود را آغاز کرده بود و طبق برنامه، قرار بود با پیوستن نفرات بخش شرقی در گردنه بیژن، ادامه مسیر تا انتهای خطالرأس شرقی تکمیل شود.
روز نخست | آغاز ماجرا از گردنه بیژن
ساعت ۲ بامداد سهشنبه ۲۰ مرداد، تهران را از ترمینال بیهقی به مقصد اصفهان ترک کردم. حوالی ساعت ۸:۱۰ از ترمینال کاوه اصفهان راهی سیسخت شدم و ساعت ۱۲:۳۰ به مقصد رسیدم.در سیسخت، آقای ضیایی، مسئول پشتیبانی برنامه، با گرمی از من استقبال کرد. پس از استراحتی کوتاه، ساعت ۱۴ همراه تیم پشتیبانی به سمت گردنه بیژن حرکت کردیم.پشتیبانی برنامه از قبل همهچیز را برای رسیدن تیم مهیا کرده بود؛ آب، غذای گرم، مواد غذایی و حتی موتور برق برای شارژ تلفنهای همراه و پاوربانکها.
ساعت ۱۶، تیمی که خطالرأس غربی و مرکزی را پیمایش کرده بود به گردنه بیژن رسید. خستگی چند روز پیمایش در چهره همنوردان دیده میشد، اما در کنار آن، رضایت رسیدن به یکی از نقاط مهم برنامه نیز کاملاً مشهود بود.
پس از صرف غذا و آمادهسازی تجهیزات، پنج نفر دیگر به تیم اضافه شدیم و ساعت ۱۷:۳۰، حرکت به سمت خطالرأس شرقی آغاز شد.
از همان لحظه، جاده پشت سرمان ماند و کوه آغاز شد.
مسیر ابتدا با تراورسی نسبتاً آرام شروع شد، اما بهتدریج شیب افزایش یافت. نزدیک غروب از محدوده دره برفکرمو عبور کردیم. آخرین نور خورشید روی دیوارهها و صخرههای دنا افتاده بود؛ منظرهای باشکوه که همزمان زیبایی و جدیت کوهستان را به نمایش میگذاشت.
پس از عبور از دره، ارتفاعگیری در شیبی تند آغاز شد. ادامه مسیر با تراورس و سپس فرود همراه بود تا سرانجام حدود ساعت ۲۲:۳۰ به دشت و گوسفندسرای زیر قله برفکرمو رسیدیم و کمپ شب نخست برپا شد.قرار بود ساعت ۴ صبح بیدارباش و ساعت ۵ حرکت کنیم؛ اما شرایط یکی از همنوردان که به دلیل خستگی حال مساعدی نداشت، برنامه را تغییر داد.
در نهایت تصمیم گرفته شد افرادی که قصد صعود برفکرمو را دارند حرکت کنند و سایر تصمیمها پس از مشخص شدن وضعیت همنورد گرفته شود.
روز دوم | ورود به بخش جدی خطالرأس
من به همراه سه نفر دیگر برای صعود قله برفکرمو حرکت کردم. به دلیل وجود بخشهای دستبهسنگ، کولههای سنگین را پیش از قسمت فنی مسیر گذاشتیم و سبکتر ادامه دادیم.پس از صعود برفکرمو و بازگشت به محل کولهها، مسیر تراورس به سمت قله نمک را ادامه دادیم. مسیر از همان ابتدا ترکیبی از فراز و فرودهای پیدرپی، تراورس و بخشهای دستبهسنگ بود.
سرانجام ساعت ۸:۴۵ صبح به قله نمک رسیدیم.
از فراز نمک، کلخرمن با تمام ابهتش مقابل ما قرار داشت؛ تیغهها، یالهای سنگی و شیبهای خشن آن از همان فاصله نشان میدادند که یکی از جدیترین بخشهای پیمایش در انتظار ماست.فرود از نمک از طریق دهلیزی تند و سنگی انجام شد. پس از ملحق شدن سایر نفرات، حرکت به سمت کلخرمن ادامه یافت.
کلخرمن؛ یکی از جدیترین بخشهای مسیر
ساعت ۱۱:۴۹ به زیر قله کلخرمن و سر گردنه رسیدیم. کولهها را همانجا گذاشتیم و تنها با آب، صعود نهایی را آغاز کردیم.مسیر عمدتاً ریزشی و پرشیب بود و همین شرایط باعث شد تعدادی از نفرات از ادامه صعود انصراف دهند. نفرات باقیمانده با فاصله و احتیاط حرکت کردند تا احتمال ریزش سنگ برای همنوردان پایینتر کاهش پیدا کند.
سرانجام ساعت ۱۲:۳۰ بر فراز قله کلخرمن ایستادیم.
حتی روی قله نیز به دلیل پرتگاهها و ریزشی بودن محیط، باید با دقت حرکت میکردیم. پس از ثبت چند عکس، فرود را آغاز کردیم و در قسمت ریزشی با استفاده از شناسکی ارتفاع کم کردیم تا دوباره به محل کولهها رسیدیم.پس از استراحت و صرف ناهار، مسیر به سمت نول شمالی ادامه پیدا کرد.حدود یک ساعت بعد، دو نفر از ادامه پیمایش انصراف دادند و با هماهنگی سرپرست و تیم پشتیبانی از مسیر دره فرود آمدند.
در ادامه از دره شمالی نول آب برداشتیم، اما در گردنه نول ناگهان شرایط جوی تغییر کرد. باد شدید و بارش تند ادامه حرکت را غیرمنطقی کرد و ناچار شدیم حدود یک ساعت متوقف شویم.پس از آرامتر شدن هوا، از کاسه نول و تیغههای آن عبور کردیم و ساعت ۱۸:۰۰ به گردنه زیر قله نول شمالی رسیدیم.
کولهها را گذاشتیم و با توجه به نزدیک شدن تاریکی، سریع صعود کردیم. ساعت ۱۸:۲۰ به قله نول شمالی رسیدیم و به دلیل وزش شدید باد، پس از چند عکس بلافاصله فرود آمدیم.مسیر را بدون اتلاف وقت ادامه دادیم و ساعت ۱۹:۲۰ به قله نول جنوبی رسیدیم.
شبپیمایی تا قاشسرخ
از این نقطه به بعد تاریکی بر مسیر حاکم شده بود و تصمیم گرفته شد تیم بهصورت یکپارچه حرکت کند.در چال چویلی، ذخیره آب برخی اعضای تیم رو به پایان بود. سرپرست شخصاً برای تهیه آب اقدام کرد و پس از بازگشت و تقسیم آب میان نفرات، حرکت ادامه یافت.
پس از عبور از دره و گردنه چال چویلی، به سمت قاشسرخ رفتیم. پیمایش شبانه در میان سنگهای بزرگ، شیب و مسیرهای فنی، آن هم پس از ساعتها فعالیت مداوم، فشار زیادی بر تیم وارد کرده بود.سرانجام ساعت ۲۱:۴۰ به قله قاشسرخ رسیدیم.
قرار بود حدود ۴۰ دقیقه دیگر تا محل کمپ تعیینشده ادامه دهیم، اما خستگی شدید تعدادی از نفرات شرایط را تغییر داد. سرپرست با ارزیابی وضعیت تیم تصمیم گرفت همان حوالی قاشسرخ کمپ برپا شود.آن شب، خستگی آنقدر زیاد بود که برای من یک نوشیدنی گرم و یک پروتئینبار کافی بود؛ پس از آن، تنها چیزی که اهمیت داشت خواب و بازیابی انرژی برای روز بعد بود.
روز سوم | تاپو، گایونه و آخرین صعود
صبح ساعت ۶:۰۰ آماده حرکت شدیم.پس از یک فرود دستبهسنگ به محل کمپ تاپو رسیدیم؛ همان محلی که طبق برنامه اولیه قرار بود شب گذشته در آن مستقر شویم.از گردنه تاپو وارد دهلیزی با شیب تند شدیم و با ادامه ارتفاعگیری، ساعت ۷:۴۵ به قله تاپو رسیدیم.
توقف کوتاهی داشتیم و سپس به سمت گایونه حرکت کردیم. از این قسمت، مسیر بار دیگر چهرهای کاملاً فنی و چالشی پیدا کرد؛ شیبهای تند، دستبهسنگها و دهلیز پرشیب، تمرکز بالایی میطلبید.
ساعت ۹:۲۵ به قلل گایونه شرقی و غربی رسیدیم. فاصله دو قله حدود ده دقیقه پیمایش بود.
پازنپیر؛ آخرین قله
پس از گایونه، مسیر را به سمت پازنپیر ادامه دادیم تا به یخچال پازنپیر رسیدیم.کولهها را گذاشتیم و این بار تنها با یک بطری آب حرکت کردیم. ابتدا از یخچال عبور کردیم و سپس وارد شیبی تند، ریزشی و سنگلاخی شدیم.از دور، نمای پازنپیر ظاهر شد؛ قلهای پرابهت که دیدنش، با وجود تمام خستگی، انگیزهای تازه برای ادامه مسیر ایجاد کرد.
آخرین بخش را با انرژی بیشتری طی کردیم و سرانجام ساعت ۱۲:۰۰ بر فراز پازنپیر ایستادیم.پازنپیر آخرین صعود ما در پیمایش خطالرأس شرقی دنا بود.لحظه رسیدن، متفاوت بود.شادی در چهره همنوردان دیده میشد و اشک شوق در چشمان برخی جمع شده بود؛ نتیجه ساعتها تلاش، خستگی، همراهی و عبور از چالشهایی که در طول مسیر بارها توان جسمی و روحی تیم را محک زده بود.در آن لحظه، پازنپیر فقط یک قله نبود؛ نقطه پایان بخش صعودی مسیری بود که برای رسیدن به آن، باید از دهلیزها، تیغهها، شیبهای ریزشی، شبپیمایی، باد، باران و خستگی عبور میکردیم.
فرود از دره نوقل
پس از ثبت عکسهای یادگاری، به محل کولهها برگشتیم و طبق تصمیم سرپرست، فرود از دره نوقل آغاز شد.این مسیر نیز آسان نبود. در بسیاری از قسمتها پاکوب مشخصی وجود نداشت و لازم بود مسیر مناسب را از میان شیبها و سنگها پیدا کنیم. بخشهایی از فرود نیز نیازمند دستبهسنگ بود.پس از ساعتها فرود، حدود ساعت ۱۹:۰۰ به محل استقرار عشایر در یورد نوقل رسیدم و سایر اعضای تیم نیز با حدود یک ساعت فاصله، حوالی ساعت ۲۰ به محل رسیدند.
خودروی پشتیبانی منتظر تیم بود و پس از حدود دو ساعت مسیر، حوالی ساعت ۲۲:۳۰ به محل اقامت در سیسخت رسیدیم.
در پایان شب، جلسهای برای شنیدن نظرات، انتقادات و پیشنهادهای اعضای تیم برگزار شد و پس از آن، احکام و نشانهای پیمایش به اعضا اهدا شد. شام پایانی نیز به میزبانی تیم پشتیبانی صرف شد و پرونده این برنامه به پایان رسید.استراحت من اما بسیار کوتاه بود. پس از حدود دو ساعت خواب، ساعت ۴ صبح سیسخت را به مقصد اصفهان ترک کردم و نهایتاً ساعت ۱۵ روز ۲۳ مرداد به ترمینال بیهقی تهران رسیدم.با رسیدن به تهران، پیمایش خطالرأس شرقی دنا رسماً پایان یافت.
جمعبندی برنامه
این برنامه، پیمایشی حدود ۴۰ کیلومتری در مدت ۴۸ ساعت بود که طی آن ۱۰ قله شامل برفکرمو، نمک، کلخرمن، نول شمالی، نول جنوبی، قاشسرخ، تاپو، گایونه شرقی و غربی و پازنپیر صعود شد.اما آنچه سختی برنامه را تعریف میکرد، فقط مسافت و تعداد قلهها نبود.
تراورسهای طولانی، دستبهسنگها، دهلیزها، تیغههای سنگی، مسیرهای ریزشی، یخچال، شیبهای تند، شبپیمایی، باد شدید، بارش ناگهانی، کمبود آب، خستگی و تصمیمگیریهای مداوم، این پیمایش را به تجربهای جدی و ارزشمند تبدیل کرد.
در طول مسیر چند بار برنامه اولیه متناسب با شرایط واقعی تغییر کرد؛ از تأخیر حرکت به دلیل وضعیت یکی از همنوردان گرفته تا انصراف نفرات، توقف به علت باد و بارش شدید و تغییر محل کمپ شب دوم. همین اتفاقات نشان داد که در یک برنامه جدی کوهستانی، پایبندی کورکورانه به برنامه اهمیت ندارد؛ تصمیم درست متناسب با شرایط، اهمیت دارد.
سخن پایانی
از این پیمایش یک نکته بیش از هر چیز در ذهن باقی ماند:
دنا را نباید دستکم گرفت.
دنا با تمام زیبایی و شکوهش، کوهستانی جدی و پرچالش است. مسیرهای ریزشی، دهلیزها، دیوارهها، تیغههای سنگی، شیبهای تند، تغییرات ناگهانی هوا، باد و بارش و طولانی بودن پیمایش، در صورت بیتوجهی میتوانند به خطری جدی تبدیل شوند.برای ورود به چنین مسیری، انگیزه و علاقه به کوهنوردی بهتنهایی کافی نیست. آمادگی جسمانی، تجربه فنی، تجهیزات مناسب، شناخت مسیر، مدیریت زمان، کار تیمی و توان تصمیمگیری در شرایط سخت از ضروریات چنین پیمایشی است.
خطالرأس شرقی دنا برای ما تنها مجموعهای از قلهها نبود.
این مسیر، درس بزرگی از صبر، استقامت، رفاقت، مسئولیتپذیری، اعتماد و احترام به کوهستان بود؛ مسیری که سختیهایش به پایان رسید، اما تجربه و خاطرهاش برای همیشه باقی خواهد ماند.
دیدگاهها