| تاریخ برگزاری: | ۶ الی ۸ شهریور ۱۴۰۵ |
|---|---|
| منطقه مربوط: | استان مازندران، شهرستان رینه |
| ارتفاع پارکینگ خودرو (متر): | 2450 |
| ارتفاع سایت (متر): | 3020 |
| ارتفاع قله (متر): | 5610 |
| مختصات سایت (پای کار): | UTM : 39S 601189.471 m E 3971085.930 m N |
| کل زمان حرکت از مبدأ تا پارکینگ (ساعت): | 02:45 |
| نحوه دسترسی از شهر مبدأ تا مقصد: | جاده هراز، جاده پلور، رینه |
| سرپرست برنامه: | جناب آقای هادی سرور و جناب آقای حمید میرزایی |
| نفرات شرکت کننده: | آقایان: محسن موسوی، ساسان حیدری، امیرحسین صالحی، حسین پورساعی، علیرضا یعقوبی، علی مرادی، حسین نصیری، البرز بابازاده، رضابهفر بانوان: طوبی فرحمند، پریسا پناهی، سارا اسدی، لیلا مینایی، فاطمه موفق |
| تنظیم و نوشتن گزارش: | فاطمه موفق |
شرح گزارش برنامه
ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند
تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهر دلبند
تو قلب فسردهی زمینی از درد ورم نموده یک چند
خامش منشین سخن همی گوی افسرده مباش خوش همی خند
گر آتش دل نهفته داری سوزد جانت، به جانت سوگند
ملکالشعرای بهار
مقدمه
دماوند، با ارتفاع 5610 متر از سطح دریا، کوهی آتشفشانی، منفرد و مخروطی شکل در البرز مرکزی و در استان مازندران، شهرستان آمل و در نزدیکی شهر رینه قرار گرفته است. از میان مسیرهای صعود دماوند، جبهه جنوبی مسیر معمول و متداول به شمار میرود. این مسیر از محدوده رینه و گوسفندسرا در دامنه جنوبی آغاز شده و با عبور از بارگاه سوم و ادامه مسیر به سوی ارتفاعات بالاتر، به قله میرسد. بهترین فصل برای صعود به دماوند مرداد و شهریور است. هرچند در این مدت نیز ممکن است شرایط جوی تغییر کند و صعود را به چالش بکشاند.
طلوع اول
سفر ما برای رسیدن به بامِ بلند ایران زمین، سحرگاهِ روز جمعه 7 شهریور 1405 آغاز شد. تیم به همراهی آقای میرزایی، ساعت 4 صبح از محل قرار در سیدخندان، به سمت پلور حرکت کردیم و ساعت 6:40 به پارکینگ رینه رسیدیم. هر 5 نفر سوار یک لندرور شدیم و بعد از 40 دقیقه به مسجد صاحبالزمان (گوسفندسرا) به ارتفاع 3020متر رسیدیم. هزینه لندرور در تاریخِ صعود ما، به ازای هر نفر 600.000 تومان بود. در گوسفندسرا، صبحانه و چای را که خوردیم، کولههای مخصوص شبمانیمان را داخل گونی گذاشتیم و با نخ شیرینی محکم بستیم و با ماژیک اسم، شماره تماس و نام باشگاه را روی گونیها نوشتیم. سپس بار را تحویل قاطر دادیم. هزینه قاطر به ازای هرگونی بار 18 کیلویی، 1.200.000 تومان بود، اگرچه هنگام رفت به علت ازدحام، نرخ قاطر تغییر میکند و برای هرگونی 1.400.000 پرداختیم. آنتندهی گوسفندسرا معمولا برقرار است و هزینه قاطر را میتوان با پوز پرداخت کرد. با اینحال در برگشت آنتن برقرار نشد و هزینه را نقدی پرداخت کردیم.
بعد از گرفتن عکس یادگاری مقابل مسجد، آقای میرزایی، ابتدا منطقه را معرفی و در خصوص مسیرهای صعود دماوند ، مسیر جبههی جنوبی، عوارض اطراف نظیر خطالراس دوبرار -که در جنوب و پشت سر ما قرار دارد- و ... توضیحاتی برای تیم ارائه کردند. بعد از این معارفه، حدود ساعت 8:10 به سمت بارگاه سوم نخستین پیمایشمان آغاز شد. ابتدای مسیر شیب کم و هوا مطبوع بود. پس از طی حدود 4.5 کیلومتر در مدت زمان 4 ساعت، به بارگاه سوم در ارتفاع 4200متر رسیدیم.
بارگاه سوم، پناهگاهی دو طبقه و سنگی است که یک بوفه، سالن غذاخوری و تعدادی اتاق جهت رزرو برای شبمانی کوهنوردان دارد. اتاقها 6 تخته هستند ولی قفل ندارند و برای هر اتاق لازم است که قفل از مبدا آورده شود. تختها زیرانداز دارند و لذا نیازی به حمل زیرانداز نیست، اگرچه همراه داشتن یک ملحفه پیشنهاد میشود. آنتندهی در بارگاه سوم غیریکنواخت و ناپایدار است. لذا امکان پرداخت با دستگاه پوز در بوفه فراهم نیست و توصیه میشود کوهنوردان حتما پول نقد همراه داشته باشند. هزینه اقلام و مواد غذایی بوفه در تابستان 1405 به شرح زیر است: بطری آبمعدنی بزرگ (150تومن)، یک لیوان چای دمی(40 تومن)، ماکارونی(300تومن)، سوپ(150تومن)، عدسی(200تومن)، نیمرو(250 تومن)، املت(300 تومن). بیرون از پناهگاه سکوهایی برای استقرار چادر جهت شبمانی ، سرویس بهداشتی و مخازن آب برای کوهنوردان تدارک دیده شدهاست. بعد از تحویل اتاقهایمان و صرف ناهار تا ساعت 8 شب مشغول معاشرت با همنوردان، عکسگرفتن و آماده کردن کوله حمله روز بعد شدیم و پس از صرف شام، برای آنکه صعود موفقی داشته باشیم تا قبل از 9 شب خوابیدیم.
طلوع دوم
حدود 2:30 بامداد سحرگاه شنبه 8 شهریور، بیدار شدیم و 3:15 صبح صعودمان را به سرپرستی آقای سرور آغاز کردیم. هوا نسبتا خنک و ماه کامل در پشتسر مسیر را برایمان روشن کرده بود. در سمت شرقِ آسمانِ صاف بالای سرمان، صورت فلکی خوشه پروین به خوبی دیده میشد و خطالراس دوبرار پشت سرمان در جنوب رخ کشیده بود. شکسته شدنِ سکوت منجمد شب با قدمهایمان، اعلامی بود از تقلای بشریت برای رسیدن به نقطهی تلاقی آسمان و زمین. در طول مسیر حرکتمان، به علت ازدحام جمعیت مجبور شدیم از تیمهای مقابلمان سبقت بگیریم و ساعت4:30 از کنار باکس امدادی در ارتفاع 4550متری عبور کردیم. حدود ساعت 5:30 و با طلوع آفتاب، در ارتفاع حدود 5000 متری ، در پناه تختهسنگی بزرگ، برای استراحت ایستادیم و با صرف مواد قندی ، انرژی مورد نیاز برای ادامه صعود تأمین شد. در همین حین چشممان به امتداد سایهی دماوند افتاد که پشت به مسیر صعود و در جهت جنوب غرب تا پهنای سد لار پیش رفته بود، سایهای که به کشیدگیِ دماوند تنه میزد.
پس از این استراحت کوتاه، سفرمان را ادامه دادیم. شیب مسیر نسبتا تند بود و سرعت گامبرداری آهسته ولی ریتمی یکنواخت داشت. حدود ساعت 6:35 به ارتفاع 5100 متری رسیدیم که همارتفاع با آبشار یخی در شرق مسیر صعود است. قبل از رسیدن به تپه گوگردی در ارتفاع 5450متری، حدود ساعت 8:15 مجددا توقفی جهت بازیابی انرژی و تغذیه داشتیم و پس از آن به سمت تپه گوگردی رهسپار شدیم. ساعت 9:20 به تپه گوگردی رسیدیم و خوشبختانه به علت وزش باد ملایم با سرعت20 کیلومتر بر ساعت گاز گوگرد، چندان آزاردهنده نبود و فقط کمی گلوی همنوردان را تحریک کرد. البته وزش این باد همراه با سرمای هوا ، دمای حسی را تا حدود 10درجه پایین میآورد. در ارتفاعات بالا، به علت چگالی کم هوا و ناپایداری آن، اهمیت استفاده از پوشاک لایهبندی شده بیش از پیش است. پس از عبور از زیر تپه گوگردی، به سمت غرب تغییر جهت دادیم. از یکی از عوارض شناخته شده، زیر تپه گوگردی، سنگِ چشم دماوند است که امتداد مسیر از کنار آن عبور میکند. بعد از 7 ساعت پیمایش در ساعت 9:50 ، تیم بر فراز دماوند، رسید. بر بلندای دماوند، امتدادِ افقِ دیدمان، آسمان بود و ما در فضای لایتناهی سقف آسمان معلق بودیم. شرایط جوی آرام قله -دمای 5- درجه و بدون وزش باد- فرصت مناسبی فراهم کرد تا همنوردان، یادگار این صعود را ماندگار کنند. به علت ازدحام مقابل تابلوی جنوبی، خاطرهی این صعود با تابلوی شمال شرقی و از آن مهمتر با کاسهی دماوند ثبت شد. بعد از استراحت و گرفتن عکس و فیلم، آقای سرور، توضیحاتی در خصوص فرود ایمن و توجه به همنوردانی که در حال صعود هستند ارائه کردند.
ساعت 10:50 فرود ما آغاز شد. ابتدا حدود 200 متر را از مسیر شناسکی پایین آمدیم، اما از آنجا که مسیر شن اسکی شسته یا بیش از حد استفاده شده و سنگهای آن درشت بود، جهت رعایت ایمنی وارد پاکوب شدیم که در جهت غربی مسیر شن اسکی و سمت راستمان بود. در طول مسیر برگشت، تقریبا هر یک ساعت استراحت میکردیم. هنگام عبور از کنار باکس امداد، برخی همنوردان داروها و کیف امداد خود را در باکس گذاشتند تا در آینده نجاتبخش کوهنوردانی باشد که در شرایط سخت کوهستان قرار خواهند گرفت. پس از حدود سه ساعت و نیم به بارگاه سوم رسیدیم. ناهار خوردیم و استراحت کردیم و شب را در کنار دوستانمان به گپ و گفت نشستیم.
طلوع سوم
صبح روز سوم، به امید دیدن دریای ابر زیر تیغ آفتابِ شرق بیدار شدیم و دریغ که آسمان صاف بود و لکه ابری دیده نمیشد. روانه اتاقها شدیم، کولهها را بستیم و 7 صبح تحویل قاطر دادیم. بعد از صرف صبحانه به سمت گوسفندسرا راه افتادیم و از آنجا کولهها را تحویل گرفته و با لندرور به پارکینگ برگشتیم.
در پایان سفر خاطرهی صعود را، همراه با دوستانمان به صرف ناهار در حافظهی قلبهایمان حک کردیم... امید که روزگاری نزدیک، جایی میان کوه و آسمان، دوباره همقدم یکدیگر بشویم...
مرا رفیق موافق به وجد میآرد عزیمتِ سفر من، به همسفر بسته است....
دیدگاهها