اخبار
باد شدید سد راه صعودهای زمستانی امسال هیمالیا

باد شدید سد راه صعودهای زمستانی امسال هیمالیا

عوامل متعددی هستند که می‌توانند باعث شکست اکسپدیشن‌های 8000 متری شوند از جمله هیپوکسی، سرمای شدید، بهمن، بیماری، حادثه و آب و هوای بد. زمستان امسال اما هر چهار اکسپدیشن اجرا شده در اورست، آناپورنا، ماناسلو و ماکالو بدون موفقیت در صعود به قله به پایان رسیدند و دلیل اصلی سه مورد آن وجود بادهای شدید ناتمام بود. مورد چهارم هم که تلاش انفرادی یوست کوبوش برای رسیدن به اورست بود پس از یک زلزله کوچک به پایان رسید. توجه داشته باشید که کوبوش البته به هدف این فصل خود یعنی ارتفاع 7500 متر رسید.

آناپورنا
بر اساس آمار موجود، از سال 1980 تاکنون وجود بادهای شدید تعداد هفت اکسپدیشن زمستانی از 23 مورد را در  آناپورنا ناکام گذاشته‌اند و اغلب موارد ناتمام مانده در ارتفاع بین 5600 تا 7300 متری کنسل شده‌اند.
البته باید توجه داشت که از آن 23 اکسپدیشن زمستانی آناپورنا در طول نزدیک به نیم قرن، تنها دو مورد موفقیت‌آمیز بوده‌اند و هر دو هم در زمستان سال 1987 بوده است.
امسال در برنامه اکسپدیشن زمستانی آناپورنا، سارا عبدویس کوهنورد ایرانی هم حضور داشت که این اکسپدیشن هم بعد از مدتی به دلیل شرایط بد آب و هوایی و وجود بادهای شدید در نهایت کنسل شد.

ماناسلو
در 17 ژانویه 2025، سیمونه مورو، نیما رینجی شرپا و اسوالد رودریگو پریرا تنها یک هفته پس از رسیدن به بیس کمپ ماناسلو، اکسپدیشن خود را لغو کردند. آنها تصمیم گرفتند به دلیل آب و هوای بد صعود را انجام ندهند. هواشناسی دو هفته بادهای شدید تا سرعت 150 کیلومتر در ساعت را پیش بینی کرده بود و تیم تصمیم گرفت به جای اینکه تا فوریه برای بهبود شرایط صبر کند، راهی خانه شود.
تاکنون از 24 اکسپدیشن زمستانی ماناسلو، هفت مورد به دلیل بادهای شدید ناتمام مانده‌اند. علاوه بر باد، عوامل دیگر شامل برف زیاد و خطر ریزش بهمن بوده است
اولین صعود زمستانی موفق ماناسلو، در 12 ژانویه 1984 از جبهه جنوبی و با وجود بادهای بسیار شدید (گاهی بین 150 تا 170 کیلومتر بر ساعت) انجام شد.

 

دنیس اوربکو (راست) و سیمونه مورو در طول برنامه صعود موفقشان به ماکالو در سال 2009

ماکالو
ابوالفضل گوزلی از ایران و شرپاهایش در زمستان امسال در ماکالو به ارتفاع حدود 7900 متری رسیدند، اما وزش باد شدید، پیشرفت بیشتر را غیرممکن کرد. از میان قلل 8000 متری، ماکالو یکی از بادخیزترین قله‌هاست و تاکنون از 14 اکسپدیشن زمستانی، 12 مورد به دلیل باد شدید کنسل شده است.
تنها صعود موفقیت‌آمیز زمستانی ماکالو در 8 فوریه 2009 انجام شده است. دنیس اوربکو و سیمونه مورو بدون کپسول اکسیژن ماکالو را برای اولین و آخرین بار در زمستان صعود کردند.

www.explorersweb.com

ادامه خبر
باد شدید سد راه صعودهای زمستانی امسال هیمالیا

باد شدید سد راه صعودهای زمستانی امسال هیمالیا

عوامل متعددی هستند که می‌توانند باعث شکست اکسپدیشن‌های 8000 متری شوند از جمله هیپوکسی، سرمای شدید، بهمن، بیماری، حادثه و آب و هوای بد. زمستان امسال اما هر چهار اکسپدیشن اجرا شده در اورست، آناپورنا، ماناسلو و ماکالو بدون موفقیت در صعود به قله به پایان رسیدند و دلیل اصلی سه مورد آن وجود بادهای شدید ناتمام بود. مورد چهارم هم که تلاش انفرادی یوست کوبوش برای رسیدن به اورست بود پس از یک زلزله کوچک به پایان رسید. توجه داشته باشید که کوبوش البته به هدف این فصل خود یعنی ارتفاع 7500 متر رسید.

آناپورنا
بر اساس آمار موجود، از سال 1980 تاکنون وجود بادهای شدید تعداد هفت اکسپدیشن زمستانی از 23 مورد را در  آناپورنا ناکام گذاشته‌اند و اغلب موارد ناتمام مانده در ارتفاع بین 5600 تا 7300 متری کنسل شده‌اند.
البته باید توجه داشت که از آن 23 اکسپدیشن زمستانی آناپورنا در طول نزدیک به نیم قرن، تنها دو مورد موفقیت‌آمیز بوده‌اند و هر دو هم در زمستان سال 1987 بوده است.
امسال در برنامه اکسپدیشن زمستانی آناپورنا، سارا عبدویس کوهنورد ایرانی هم حضور داشت که این اکسپدیشن هم بعد از مدتی به دلیل شرایط بد آب و هوایی و وجود بادهای شدید در نهایت کنسل شد.

ماناسلو
در 17 ژانویه 2025، سیمونه مورو، نیما رینجی شرپا و اسوالد رودریگو پریرا تنها یک هفته پس از رسیدن به بیس کمپ ماناسلو، اکسپدیشن خود را لغو کردند. آنها تصمیم گرفتند به دلیل آب و هوای بد صعود را انجام ندهند. هواشناسی دو هفته بادهای شدید تا سرعت 150 کیلومتر در ساعت را پیش بینی کرده بود و تیم تصمیم گرفت به جای اینکه تا فوریه برای بهبود شرایط صبر کند، راهی خانه شود.
تاکنون از 24 اکسپدیشن زمستانی ماناسلو، هفت مورد به دلیل بادهای شدید ناتمام مانده‌اند. علاوه بر باد، عوامل دیگر شامل برف زیاد و خطر ریزش بهمن بوده است
اولین صعود زمستانی موفق ماناسلو، در 12 ژانویه 1984 از جبهه جنوبی و با وجود بادهای بسیار شدید (گاهی بین 150 تا 170 کیلومتر بر ساعت) انجام شد.

 

دنیس اوربکو (راست) و سیمونه مورو در طول برنامه صعود موفقشان به ماکالو در سال 2009

ماکالو
ابوالفضل گوزلی از ایران و شرپاهایش در زمستان امسال در ماکالو به ارتفاع حدود 7900 متری رسیدند، اما وزش باد شدید، پیشرفت بیشتر را غیرممکن کرد. از میان قلل 8000 متری، ماکالو یکی از بادخیزترین قله‌هاست و تاکنون از 14 اکسپدیشن زمستانی، 12 مورد به دلیل باد شدید کنسل شده است.
تنها صعود موفقیت‌آمیز زمستانی ماکالو در 8 فوریه 2009 انجام شده است. دنیس اوربکو و سیمونه مورو بدون کپسول اکسیژن ماکالو را برای اولین و آخرین بار در زمستان صعود کردند.

www.explorersweb.com

ادامه خبر
بازگشت یوست کوبوش، رکورد زمستانی اورست در مسیر غربی تایید شد

بازگشت یوست کوبوش، رکورد زمستانی اورست در مسیر غربی تایید شد

یوست کوبوش آلمانی که در تلاش برای صعود زمستانی انفرادی اورست از مسیر غربی بود، به بیس کمپ بازگشته است. او چادر خود را در گردنه لهولا (Lho La) دور زد و تمام راه را تا نزدیکی لوبوچه بدون وقفه ادامه داد.
کوبوش قبل از اینکه داخل کیسه خوابش بیفتد، از طریق پیامک به اکسپلورز وب اطلاع داد: «شنبه شب با بادهای شدید جنگیدم و در تاریکی با هدف رسیدن به بالاتر از ارتفاع 7500 متر پیش رفتم و در نهایت موفق شدم.»
کوبوش آنقدر به راه خود ادامه داد تا اینکه جی‌پی‌اس ساعت او چند متر بالاتر از رکورد 7500 متری سال 1983 را ثبت کرد: 7537 متر.
کوبوش گفت: «تاریک بود، اما من تا آنجا که ممکن بود، فراتر از شانه غربی تا انتهای خط الراس برفی و ابتدای یک بخش سنگی پیش رفتم.»
کوبوش در تماس تلفنی از بیس کمپ به ما افزود: «درست است که تنها چند متر بیشتر است، اما از نظر ذهنی برای من مهم بود.» علی‌رغم داشتن سرفه‌های خشک معمول در ارتفاعات، صدای این کوهنورد جوان واضح و سالم بود.
کوبوش گفت که او تمام مسیر صعود را در شرایط برفی خوب و در یک حرکت به سبک آلپاین از کمپ یک خود در نیمه راه تا گردنه لهولا انجام داده و در آنجا کمپی برقرار کرده بود. او در برنامه‌های زمستانی قبلی خود در این مسیر اورست، کمپ دومی تشکیل نمی‌داد و در عوض چادر و وسایلش را تا آخر بالا و پایین می‌برد.
او گفت: «در واقع، چالش‌برانگیزترین بخش صعود، حفر سکوهایی برای چادر بود که برای استراحت توقف کردم. به همین دلیل تجهیزاتم را به حداقل رسانده بودم. من هیچ چیز غیر ضروری با خود حمل نمی‌کردم، جز شاید کمی سوخت یدک.»
در آخرین بخش صعود، کوبوش چادر خود را در ارتفاع 6800 متری ترک کرد، تا ارتفاع 7537 متری پیش رفت و سپس به سرعت به چادر خود بازگشت تا کمی بخوابد.
کوبوش در مورد برنامه آینده‌اش گفت: «من در این برنامه چیزهای زیادی یاد گرفتم و مهمتر از همه، در اولین حرکتم به سمت بالای کوه به هدفی که داشتم و آن شکستن رکود پیشین بود رسیدم. در حال حاضر، واقعاً به استراحت نیاز دارم و زمان برای تصمیمگیری وجود دارد.»
www.explorersweb.com

ادامه خبر
سه تیم زمستانی 8000 متری در حال آخرین تدارکات

سه تیم زمستانی 8000 متری در حال آخرین تدارکات

هر سه تیم اکسپدیشن 8000 متری زمستان امسال منتظرند تا زمستان کوهنوردی به طور رسمی در ساعت 3:06 بعدازظهر به وقت نپال در تاریخ 21 دسامبر آغاز شود و تا آن زمان همگی به خوبی در حال آماده سازی برای صعود خواهند بود.
1. اورست از رخ غربی
یوست کوبوش (Jost Kobusch) از آلمان به تلاش خود برای دستیابی به هدف بلندمدت و جاهطلبانهاش ادامه میدهد: صعود انفرادی زمستانی اورست از طریق دیواره غربی. پس از تلاش برای صعود به قلهای صعودنشده در مرکز نپال و چند روز پیادهروی در دُولپو، کوبوش به منطقه خمبو رسیده است. او تا تاریخ 22 دسامبر به بیسکمپ اورست نخواهد رفت و به همهوایی در قلههای نزدیک ادامه خواهد داد. کوبوش تأکید میکند که پروژه انفرادی زمستانی اورست او شامل چندین مرحله خواهد بود و او هنوز به مرحله نهایی نرسیده است. او گفت: «در زمستانهای 2019-20 و 2021-22، [دو تلاش قبلیاش] زمان زیادی را صرف کار بر روی مسیر کردم، اطلاعات زیادی کسب کردم و مهارتهایم را تقویت کردم.» زمستان گذشته، یک آسیب او را مجبور به لغو برنامه کرد. این بار هم او میگوید که هنوز انتظار رسیدن به قله را ندارد. او اخیرا گفت که: «هدف این است که در این مرحله رکورد ارتفاع ثبت شده توسط یک تیم فرانسوی در سال 1983 را بشکنم. آنها در زمستان به ارتفاع 7500 متر در دیواره غربی رسیدند. من دوست دارم بالاتر بروم و ارتفاعات بالاتر را کشف کنم.»
2. آمادابلام قبل از آناپورنا
الکس تیکون (Alex Txikon) اسپانیایی و تیم سون سامیت ترکز نیز در دره خمبو هستند و در راه بیس کمپ آمادابلام. این کوهنورد باسکی رهبری گروه بزرگی را بر عهده دارد شامل یک تیم شرپا و چندین کوهنورد که تنها برای آمادابلام آمدهاند و دیگرانی که مایلند با تیکون ادامه دهند تا تلاش کنند آناپورنا را در زمستان صعود کنند. او پیش از این هم در زمستان گذشته روی آناپورنا تلاش کرده بود. این تیم همچنین شامل ماتیا کونته (Mattia Conte) و والدمار کووالسکی (Waldemar Kowalewski) از لهستان و ساجد سدپارا از پاکستان است. کوهنوردان دیگری که معمولاً در اکسپدیشنهای سون سامیت حضور دارند نیز ممکن است به زودی به این تیم بپیوندند. ساجد سدپارا و کووالسکی تأیید کردند که برنامه این است که طی چند روز آینده یک تلاش سریع برای قله آمادابلام انجام دهند تا بتوانند تا تاریخ 6 دسامبر به قله برسند. آنها قصد دارند آناپورنا را به سبک کلاسیک با حمایت شرپاها، ثابتگذاری مسیر و اکسیژن کمکی برای حداقل برخی از کوهنوردان تیم صعود کنند.
3. از ایتالیا تا ماناسلو
در همین حال، سیمونه مورو (Simone Moro) بیشتر نوامبر را در نپال گذرانده و علاوه بر فعالیت به عنوان خلبان، در حال گذراندن فرایند همهوایی بوده است. او اکنون به ایتالیا بازگشته است تا برخی تمرینات نهایی را قبل از رفتن به ماناسلو برای یک تلاش به سبک آلپاین با نیما رینجی شرپا (Nima Rinji Sherpa) انجام دهد. این شرپای 18 ساله، جوانترین فردی است که 14 قله بالای 8000 متر را فتح کرده است و در حال حاضر در نپال و اقصی نقاط دنیا سخنرانی انگیزشی میکند.
www.explorersweb.com

مسئول بخش خبری؛
علیرضا شوبیری

ادامه خبر
باربارا زانگرل و اولین صعود فلش روی دیواره ال کاپیتان

باربارا زانگرل و اولین صعود فلش روی دیواره ال کاپیتان

باربارا بابسی زانگرل، سنگنورد مطرح اتریشی با موفقیت خود در صعود فلش مسیر فری رایدر دیواره ال‌کاپیتان، همه را شگفت‌زده کرد و به نخستین فردی تبدیل شد که توانسته این مسیر را به‌صورت فلاش صعود کند. زانگرل در فاصله چهار روز از ۱۹ تا ۲۲ نوامبر 2024، مسیر معروف فری رایدر (5.13a) را با 1000 متر ارتفاع بدون هیچ سقوطی (پاندولی) با موفقیت کامل صعود کرد. او با حمایت همنورد قدیمی‌اش، جاکوبو لارچر ایتالیایی که او نیز در تلاش بود تا این مسیر را به‌صورت فلاش صعود کند اما یک بار سقوط کرد، به این موفقیت ارزشمند دست یافت. مسیر فری رایدر به‌خاطر صعود الکس هانولد در فیلم فری سولو به‌خوبی شناخته شده است. زانگرل ۳۶ ساله حالا نخستین فردی شده که توانسته مسیری را بر روی این دیواره عظیم به‌صورت فلاش صعود کند. زانگرل گفت که دوستش کالین پاویک، سال‌ها سعی کرده بود او و لارچر را قانع کند که باید فرصتی برای صعود فری رایدر به خود بدهند، اما او واقعاً باور نداشته که صعود  فلاش ممکن باشد.

گفتنی است این دو سنگنورد در سال‌های گذشته هم صعودهای ارزشمند دیگری در مسیرهای دیگر ال کاپیتان داشته‌اند.

* صعود فلش یک مسیر در سنگنوردی به معنای صعود موفق در اولین تلاش می‌باشد. البته در صعود فلش سنگنورد از قبل اطلاعاتی راجع به مسیر جمع‌آوری می‌کند ولی هیچ تلاشی روی مسیر انجام نداده است.

www.climbing.com

گزارش از؛

علیرضا شوبیری

ادامه خبر
آرشیو اخبار
گزارش برنامه

گزارش صعود قله دماوند از جبهه جنوبی

ای دیو سپید پای در بند               ای گنبد گیتی ای دماوند تا چشم بشر نبیندت روی              بنهفته به ابر چهر دلبند تو قلب فسرده‌ی زمینی                 از درد ورم نموده یک‌ چند خامش منشین سخن همی گوی      افسرده مباش خوش همی خند گر آتش دل نهفته داری                   سوزد جانت، به جانت سوگند ملک‌الشعرای بهار شرح گزارش صعود دماوند از جبهه جنوبی مقدمه دماوند، با ارتفاع 5610 متر از سطح دریا، کوهی آتشفشانی، منفرد و مخروطی شکل در البرز مرکزی و در استان مازندران، شهرستان آمل و در نزدیکی شهر رینه قرار گرفته است. از میان مسیرهای صعود دماوند، جبهه جنوبی مسیر معمول و متداول به شمار می‌رود. این مسیر از محدوده رینه در دامنه جنوبی آغاز شده و با عبور از گوسفندسرای احسانی، بارگاه سوم و ادامه مسیر در جهت شمال به قله می‌رسد. بهترین فصل برای صعود به دماوند مرداد و شهریور است. هرچند در این مدت نیز ممکن است شرایط جوی تغییر کند و صعود را به چالش بکشاند. طلوع اول سفر ما برای رسیدن به بام‌ِ بلند ایران زمین، سحرگاهِ روز جمعه 7 شهریور 1405 آغاز شد. تیم به همراهی آقای میرزایی، ساعت 4 صبح از محل قرار (زیرپل سیدخندان) سوار بر میدل باس، به سمت جاده هراز حرکت کردیم. بعد از 80 کیلومتر از دوربرگردان پلور دور زده و وارد پلور شدیم. کمی جلوتر از مجسمه کوهنورد، به سه راهی رسیده، وارد جاده پلور-رینه شدیم و بعد از 13 کیلومتر به پارکینگ جنوبی رسیدیم. از پارکینگ رینه تا مسجد صاحب الزمان امکان استفاده از وسیله نقلیه شخصی نیست و باید از پاترول و لندرور های مستقر استفاده میکردیم. هر 5 نفر سوار یک لندرور شدیم و بعد از 40 دقیقه به مسجد صاحب‌الزمان (گوسفندسرا) در ارتفاع 3020متر رسیدیم.  در گوسفندسرا، صبحانه و چای را که خوردیم، کوله‌های مخصوص شب‌مانی‌مان را داخل گونی گذاشتیم و با نخ شیرینی محکم بستیم و با ماژیک اسم، شماره تماس و نام باشگاه را روی گونی‌ها نوشتیم. سپس بار را تحویل قاطر دادیم. هزینه قاطر نرخ ثابتی ندارد و معمولا با افزایش ازدحام بیشتر می‌شود. همچنین وزن بار روی نرخ آن تاثیرگذار است. آنتن‌دهی گوسفندسرا معمولا برقرار است و هزینه قاطر را می‌توان با پوز پرداخت کرد. با اینحال در برگشت آنتن برقرار نشد و هزینه را نقدی پرداخت کردیم.بعد از گرفتن عکس یادگاری مقابل مسجد، آقای میرزایی، ابتدا منطقه را معرفی و در خصوص مسیرهای صعود دماوند ، مسیر جبهه‌ی جنوبی، عوارض اطراف نظیر یال ملاخوران، خط‌الراس دوبرار -که در جنوب و پشت سر ما قرار دارد- و ... توضیحاتی برای تیم ارائه کردند.بعد از این معارفه، حدود ساعت 8:10 به سمت بارگاه سوم نخستین پیمایش‌مان آغاز شد. ابتدای مسیر در شرق مسجد با  شیب کم آغاز شده و به سمت غرب تا رسیدن به دشت متمایل می‌شود تا به رودخانه اول رسیدیم (البته از رودخانه‌ها فقط مسیر آن‌ها باقی است و خشک هستند).  در طول پیمایش، یال ملاخوران -که در منتهی الیه کافردره است- در سمت شرق مسیر دیده می‌شود. پس از عبور از کنار تخته سنگ‌های بزرگ با ظاهر ویژه‌شان که در امتداد پاکوب و سمت راست آن قرار دارند، به محل رودخانه دوم در ارتفاع 3600 رسیدیم و کمی استراحت کردیم. در ادامه مسیر با شیب بیشتری به سمت بالا و از کنار گرده‌ها و اصطلاحا سنگ دوشاخ ادامه پیدا می‌کند تا ساختمان بارگاه سوم در شمال غربی پاکوب نمایان شود. به این ترتیب پس از 4 ساعت و حدود 4.5 کیلومتر پیمایش، به بارگاه سوم در ارتفاع 4200 متر رسیدیم. کل مسیر پیمایش از مسجد تا بارگاه سوم با پاکوب زیگزاگی شکل مشخص بود. بارگاه سوم، پناهگاهی دو طبقه و سنگی است که یک بوفه، سالن غذاخوری و تعدادی اتاق جهت رزرو برای شب‌مانی کوهنوردان دارد. اتاق‌ها 6 تخته هستند ولی قفل ندارند و برای هر اتاق لازم است که قفل از مبدا آورده شود. تخت‌ها زیرانداز دارند و لذا نیازی به حمل زیرانداز نیست، اگرچه همراه داشتن یک ملحفه پیشنهاد می‌شود. بعد از تحویل اتاق‌هایمان و صرف ناهار، مشغول معاشرت با همنوردان، عکس‌گرفتن و آماده کردن کوله حمله روز بعد شدیم و پس از صرف شام، برای آن‌که صعود موفقی داشته باشیم تا قبل از 9 شب خوابیدیم. (رزرواسیون اتاق در بارگاه سوم آسایش و امنیت خاطری بابت کاهش تاثیرات سرما، باد و ناپایداری آب و هوا در طول شب برایمان فراهم کرد. همچنین نگرانی‌ای از جهت استقرار لوازممان در بارگاه سوم در روز صعود نداشتیم. به علاوه ساعت یکسان خواب و بیداری همنوردان به دیگر کوهنوردان آزاری نمیرساند.)آنتن‌دهی در بارگاه سوم غیریکنواخت و ناپایدار است. لذا امکان پرداخت با دستگاه پوز در بوفه فراهم نیست و توصیه می‌شود کوهنوردان حتما وجه نقد همراه داشته باشند. اقلام بوفه در تابستان 1405 به شرح زیر است: بطری آب‌‌معدنی، ماکارونی، سوپ، عدسی، نیمروو املت. بیرون از پناهگاه سکوهایی برای استقرار چادر جهت شب‌مانی ، سرویس بهداشتی و مخازن آب برای کوهنوردان تدارک دیده شده‌است.   طلوع دوم  سحرگاه شنبه 8 شهریور، راس ساعت 3:15 صبح صعودمان را به سرپرستی آقای سرور آغاز کردیم. هوا نسبتا خنک و ماه کامل در پشت‌سر مسیر را برایمان روشن کرده بود. در سمت شرقِ آسمانِ صاف بالای سرمان، صورت فلکی خوشه پروین و مقابلمان در جهت شمال، ستاره قطبی، به خوبی دیده می‌شدند. خط‌‌الراس دوبرار، تمام طول مسیر، پشت سرمان و در جنوب رخ کشیده بود. شکسته شدنِ سکوت منجمد شب با قدم‌هایمان، اعلامی بود از تقلای بشریت برای رسیدن به نقطه‌ی تلاقی آسمان و زمین. در طول مسیر حرکتمان، به علت ازدحام جمعیت مجبور شدیم از تیم‌های مقابلمان سبقت بگیریم. پاکوب مسیر روی یال جنوبی مشخص و به صورت زیگزاگ به سمت شمال پیش می‌رفت. در طول مسیر روی یال جنوبی میله‌های راهنما نیز به چشم می‌خوردند. پس از 1.4 کیلومتر پیمایش از بارگاه سوم، حدود ساعت4:30، از کنار باکس امدادی در ارتفاع 4580متری عبور کردیم. پاکوب اصلی یال جنوبی همچنان مشخص بود. حدود ساعت 5:30 و با طلوع آفتاب ، در ارتفاع حدود 5000 متری ، در پناه تخته‌سنگی بزرگ، برای استراحت ایستادیم و با صرف مواد قندی ، انرژی مورد نیاز برای ادامه صعود تأمین شد. در این قسمت تعدادی پاکوب فرعی نیز قرارداشت که برخی به پاکوب اصلی جبهه جنوبی و برخی به سمت دره‌ی سمت چپمان در غرب منتهی می‌شد. در همین حین چشممان به امتداد سایه‌ی دماوند افتاد که پشتِ مسیر صعود و در جهت جنوب غرب تا پهنای سد لار پیش رفته بود، سایه‌ای که به کشیدگیِ دماوند تنه می‌زد.پس از این استراحت کوتاه، سفرمان را ادامه دادیم. شیب مسیر نسبتا تند شده بود و سرعت گام‌برداری آهسته ولی ریتمی یکنواخت داشت. حدود ساعت 6:35 به ارتفاع 5100 متری رسیدیم که هم‌ارتفاع با آبشار یخی -در 200 متریِ شرقی مسیر صعود و خارج از آن- است. در ادامه مسیر کم کم بوی گوگرد به مشام می‌رسید و رنگ مسیر به سفید و زرد متمایل می‌شد.قبل از رسیدن به تپه گوگردی و در سمت راست سنگ‌های یال ، مجددا توقفی جهت بازیابی انرژی و تغذیه داشتیم و پس از آن به سمت تپه گوگردی، در ارتفاع 5450متری رهسپار شدیم. خوشبختانه به علت وزش باد ملایم با سرعت20 کیلومتر بر ساعت گاز گوگرد، چندان آزاردهنده نبود و فقط کمی گلوی همنوردان را تحریک کرد. البته وزش این باد همراه با سرمای هوا ، دمای حسی را تا حدود 10درجه پایین می‌آورد. در ارتفاعات بالا، به علت چگالی کم هوا و ناپایداری آن، اهمیت استفاده از پوشاک لایه‌بندی شده بیش از پیش است. حد فاصل تپه گوگردی تا قله پاکوب‌های متعددی برای رسیدن به قله وجود دارد و شیب کمتر است و در فصول سرما و شرایط آب و هوایی پیچیده می‌تواند گیج کننده و خطرناک باشد. تیم ما با عبور از زیر تپه گوگردی، به سمت غرب تغییر جهت داد. یکی از عوارض شناخته شده، زیر تپه گوگردی، سنگِ چشم دماوند است که امتداد این پاکوب از کنار آن عبور می‌کند. بعد از 7 ساعت پیمایش ، تیم بر فراز دماوند، رسید. بر بلندای دماوند، امتدادِ افقِ دیدمان، آسمان بود و ما در فضای لایتناهی سقف آسمان معلق بودیم. شرایط جوی آرام قله -دمای 5- درجه و بدون وزش باد- فرصت مناسبی فراهم کرد تا همنوردان، یادگار این صعود را ماندگار کنند. به علت ازدحام مقابل تابلوی جنوبی، خاطره‌ی این صعود با تابلوی شمال شرقی و از آن مهم‌تر با کاسه‌ی دماوند ثبت شد. بعد از استراحت و گرفتن عکس و فیلم، آقای سرور، توضیحاتی در خصوص فرود ایمن و اولویت دادن مسیر به کوهنوردانی که در حال صعود هستند ارائه کردند. بعد از آن فرود ما آغاز شد. ابتدا حدود 200 متر را از مسیر شن‌اسکی (در شرق مسیرِ پاکوب صعودمان) پایین آمدیم، اما از آنجا که مسیر شن اسکی شسته یا بیش از حد استفاده شده و سنگ‌های آن درشت بود، جهت رعایت ایمنی وارد پاکوب شدیم که در جهت غربی مسیر شن اسکی و سمت راستمان بود. در طول مسیر برگشت، تقریبا هر یک ساعت استراحت می‌کردیم. هنگام عبور از کنار باکس امداد، برخی همنوردان دارو‌ها و کیف امداد خود را در باکس گذاشتند تا در آینده نجات‌بخش کوهنوردانی باشد که در شرایط سخت کوهستان قرار خواهند گرفت. پس از حدود سه ساعت و نیم به بارگاه سوم رسیدیم. ناهار خوردیم و استراحت کردیم و شب را در کنار دوستانمان به گپ و گفت نشستیم. طلوع سوم صبح روز سوم، به امید دیدن دریای ابر زیر تیغ آفتابِ شرق بیدار شدیم و دریغ که آسمان صاف بود و لکه ابری دیده نمی‌شد. روانه اتاق‌ها شدیم، کوله‌ها را بستیم و 7 صبح تحویل قاطر دادیم. بعد از صرف صبحانه به سمت گوسفندسرا راه افتادیم و از آن‌جا کوله‌ها را تحویل گرفته و با لندرور به پارکینگ برگشتیم. درپایان سفر خاطره‌ی صعود را، همراه با دوستانمان به صرف ناهار در حافظه‌ی قلب‌هایمان حک کردیم... امید که روزگاری نزدیک، جایی میان کوه و آسمان، دوباره هم‌قدم یکدیگر بشویم...    
ادامه مطلب

گزارش پیمایش خط الرأس شرقی دنا

گزارش پیمایش خط‌الرأس شرقی دنا مدت اجرای برنامه: ۴۸ ساعتتعداد شرکت‌کنندگان: ۱۲ نفرمسیر آغاز پیمایش: گردنه بیژنمسیر فرود: دره نوقلمسافت پیمایش: حدود ۴۰ کیلومترقلل صعودشده: برف‌کرمو، نمک، کل‌خرمن، نول شمالی، نول جنوبی، قاش‌سرخ، تاپو، گایونه شرقی، گایونه غربی و پازن‌پیر مقدمهپیمایش خط‌الرأس دنا، عبور از یکی از باشکوه‌ترین و در عین حال جدی‌ترین ارتفاعات زاگرس است؛ مسیری که تنها با توان جسمانی طی نمی‌شود و در هر مرحله، تجربه، تمرکز، مدیریت زمان، تصمیم‌گیری و هماهنگی تیمی را به آزمون می‌گذارد.برنامه پیمایش کامل خط‌الرأس دنا از ابتدا در دو بخش اصلی طراحی شده بود: خط‌الرأس غربی و مرکزی و خط‌الرأس شرقی. تیم غربی و مرکزی از روز جمعه ۱۷ مرداد پیمایش خود را آغاز کرده بود و طبق برنامه، قرار بود با پیوستن نفرات بخش شرقی در گردنه بیژن، ادامه مسیر تا انتهای خط‌الرأس شرقی تکمیل شود. روز نخست | آغاز ماجرا از گردنه بیژنساعت ۲ بامداد سه‌شنبه ۲۰ مرداد، تهران را از ترمینال بیهقی به مقصد اصفهان ترک کردم. حوالی ساعت ۸:۱۰ از ترمینال کاوه اصفهان راهی سی‌سخت شدم و ساعت ۱۲:۳۰ به مقصد رسیدم.در سی‌سخت، آقای ضیایی، مسئول پشتیبانی برنامه، با گرمی از من استقبال کرد. پس از استراحتی کوتاه، ساعت ۱۴ همراه تیم پشتیبانی به سمت گردنه بیژن حرکت کردیم.پشتیبانی برنامه از قبل همه‌چیز را برای رسیدن تیم مهیا کرده بود؛ آب، غذای گرم، مواد غذایی و حتی موتور برق برای شارژ تلفن‌های همراه و پاوربانک‌ها.ساعت ۱۶، تیمی که خط‌الرأس غربی و مرکزی را پیمایش کرده بود به گردنه بیژن رسید. خستگی چند روز پیمایش در چهره همنوردان دیده می‌شد، اما در کنار آن، رضایت رسیدن به یکی از نقاط مهم برنامه نیز کاملاً مشهود بود.پس از صرف غذا و آماده‌سازی تجهیزات، پنج نفر دیگر به تیم اضافه شدیم و ساعت ۱۷:۳۰، حرکت به سمت خط‌الرأس شرقی آغاز شد.از همان لحظه، جاده پشت سرمان ماند و کوه آغاز شد.مسیر ابتدا با تراورسی نسبتاً آرام شروع شد، اما به‌تدریج شیب افزایش یافت. نزدیک غروب از محدوده دره برف‌کرمو عبور کردیم. آخرین نور خورشید روی دیواره‌ها و صخره‌های دنا افتاده بود؛ منظره‌ای باشکوه که هم‌زمان زیبایی و جدیت کوهستان را به نمایش می‌گذاشت.پس از عبور از دره، ارتفاع‌گیری در شیبی تند آغاز شد. ادامه مسیر با تراورس و سپس فرود همراه بود تا سرانجام حدود ساعت ۲۲:۳۰ به دشت و گوسفندسرای زیر قله برف‌کرمو رسیدیم و کمپ شب نخست برپا شد.قرار بود ساعت ۴ صبح بیدارباش و ساعت ۵ حرکت کنیم؛ اما شرایط یکی از همنوردان که به دلیل خستگی حال مساعدی نداشت، برنامه را تغییر داد.در نهایت تصمیم گرفته شد افرادی که قصد صعود برف‌کرمو را دارند حرکت کنند و سایر تصمیم‌ها پس از مشخص شدن وضعیت همنورد گرفته شود.روز دوم | ورود به بخش جدی خط‌الرأسمن به همراه سه نفر دیگر برای صعود قله برف‌کرمو حرکت کردم. به دلیل وجود بخش‌های دست‌به‌سنگ، کوله‌های سنگین را پیش از قسمت فنی مسیر گذاشتیم و سبک‌تر ادامه دادیم.پس از صعود برف‌کرمو و بازگشت به محل کوله‌ها، مسیر تراورس به سمت قله نمک را ادامه دادیم. مسیر از همان ابتدا ترکیبی از فراز و فرودهای پی‌درپی، تراورس و بخش‌های دست‌به‌سنگ بود.سرانجام ساعت ۸:۴۵ صبح به قله نمک رسیدیم.از فراز نمک، کل‌خرمن با تمام ابهتش مقابل ما قرار داشت؛ تیغه‌ها، یال‌های سنگی و شیب‌های خشن آن از همان فاصله نشان می‌دادند که یکی از جدی‌ترین بخش‌های پیمایش در انتظار ماست.فرود از نمک از طریق دهلیزی تند و سنگی انجام شد. پس از ملحق شدن سایر نفرات، حرکت به سمت کل‌خرمن ادامه یافت.کل‌خرمن؛ یکی از جدی‌ترین بخش‌های مسیرساعت ۱۱:۴۹ به زیر قله کل‌خرمن و سر گردنه رسیدیم. کوله‌ها را همان‌جا گذاشتیم و تنها با آب، صعود نهایی را آغاز کردیم.مسیر عمدتاً ریزشی و پرشیب بود و همین شرایط باعث شد تعدادی از نفرات از ادامه صعود انصراف دهند. نفرات باقی‌مانده با فاصله و احتیاط حرکت کردند تا احتمال ریزش سنگ برای همنوردان پایین‌تر کاهش پیدا کند.سرانجام ساعت ۱۲:۳۰ بر فراز قله کل‌خرمن ایستادیم.حتی روی قله نیز به دلیل پرتگاه‌ها و ریزشی بودن محیط، باید با دقت حرکت می‌کردیم. پس از ثبت چند عکس، فرود را آغاز کردیم و در قسمت ریزشی با استفاده از شن‌اسکی ارتفاع کم کردیم تا دوباره به محل کوله‌ها رسیدیم.پس از استراحت و صرف ناهار، مسیر به سمت نول شمالی ادامه پیدا کرد.حدود یک ساعت بعد، دو نفر از ادامه پیمایش انصراف دادند و با هماهنگی سرپرست و تیم پشتیبانی از مسیر دره فرود آمدند.در ادامه از دره شمالی نول آب برداشتیم، اما در گردنه نول ناگهان شرایط جوی تغییر کرد. باد شدید و بارش تند ادامه حرکت را غیرمنطقی کرد و ناچار شدیم حدود یک ساعت متوقف شویم.پس از آرام‌تر شدن هوا، از کاسه نول و تیغه‌های آن عبور کردیم و ساعت ۱۸:۰۰ به گردنه زیر قله نول شمالی رسیدیم.کوله‌ها را گذاشتیم و با توجه به نزدیک شدن تاریکی، سریع صعود کردیم. ساعت ۱۸:۲۰ به قله نول شمالی رسیدیم و به دلیل وزش شدید باد، پس از چند عکس بلافاصله فرود آمدیم.مسیر را بدون اتلاف وقت ادامه دادیم و ساعت ۱۹:۲۰ به قله نول جنوبی رسیدیم. شب‌پیمایی تا قاش‌سرخاز این نقطه به بعد تاریکی بر مسیر حاکم شده بود و تصمیم گرفته شد تیم به‌صورت یکپارچه حرکت کند.در چال چویلی، ذخیره آب برخی اعضای تیم رو به پایان بود. سرپرست شخصاً برای تهیه آب اقدام کرد و پس از بازگشت و تقسیم آب میان نفرات، حرکت ادامه یافت.پس از عبور از دره و گردنه چال چویلی، به سمت قاش‌سرخ رفتیم. پیمایش شبانه در میان سنگ‌های بزرگ، شیب و مسیرهای فنی، آن هم پس از ساعت‌ها فعالیت مداوم، فشار زیادی بر تیم وارد کرده بود.سرانجام ساعت ۲۱:۴۰ به قله قاش‌سرخ رسیدیم.قرار بود حدود ۴۰ دقیقه دیگر تا محل کمپ تعیین‌شده ادامه دهیم، اما خستگی شدید تعدادی از نفرات شرایط را تغییر داد. سرپرست با ارزیابی وضعیت تیم تصمیم گرفت همان حوالی قاش‌سرخ کمپ برپا شود.آن شب، خستگی آن‌قدر زیاد بود که برای من یک نوشیدنی گرم و یک پروتئین‌بار کافی بود؛ پس از آن، تنها چیزی که اهمیت داشت خواب و بازیابی انرژی برای روز بعد بود. روز سوم | تاپو، گایونه و آخرین صعودصبح ساعت ۶:۰۰ آماده حرکت شدیم.پس از یک فرود دست‌به‌سنگ به محل کمپ تاپو رسیدیم؛ همان محلی که طبق برنامه اولیه قرار بود شب گذشته در آن مستقر شویم.از گردنه تاپو وارد دهلیزی با شیب تند شدیم و با ادامه ارتفاع‌گیری، ساعت ۷:۴۵ به قله تاپو رسیدیم.توقف کوتاهی داشتیم و سپس به سمت گایونه حرکت کردیم. از این قسمت، مسیر بار دیگر چهره‌ای کاملاً فنی و چالشی پیدا کرد؛ شیب‌های تند، دست‌به‌سنگ‌ها و دهلیز پرشیب، تمرکز بالایی می‌طلبید.ساعت ۹:۲۵ به قلل گایونه شرقی و غربی رسیدیم. فاصله دو قله حدود ده دقیقه پیمایش بود. پازن‌پیر؛ آخرین قلهپس از گایونه، مسیر را به سمت پازن‌پیر ادامه دادیم تا به یخچال پازن‌پیر رسیدیم.کوله‌ها را گذاشتیم و این بار تنها با یک بطری آب حرکت کردیم. ابتدا از یخچال عبور کردیم و سپس وارد شیبی تند، ریزشی و سنگلاخی شدیم.از دور، نمای پازن‌پیر ظاهر شد؛ قله‌ای پرابهت که دیدنش، با وجود تمام خستگی، انگیزه‌ای تازه برای ادامه مسیر ایجاد کرد.آخرین بخش را با انرژی بیشتری طی کردیم و سرانجام ساعت ۱۲:۰۰ بر فراز پازن‌پیر ایستادیم.پازن‌پیر آخرین صعود ما در پیمایش خط‌الرأس شرقی دنا بود.لحظه رسیدن، متفاوت بود.شادی در چهره همنوردان دیده می‌شد و اشک شوق در چشمان برخی جمع شده بود؛ نتیجه ساعت‌ها تلاش، خستگی، همراهی و عبور از چالش‌هایی که در طول مسیر بارها توان جسمی و روحی تیم را محک زده بود.در آن لحظه، پازن‌پیر فقط یک قله نبود؛ نقطه پایان بخش صعودی مسیری بود که برای رسیدن به آن، باید از دهلیزها، تیغه‌ها، شیب‌های ریزشی، شب‌پیمایی، باد، باران و خستگی عبور می‌کردیم.فرود از دره نوقلپس از ثبت عکس‌های یادگاری، به محل کوله‌ها برگشتیم و طبق تصمیم سرپرست، فرود از دره نوقل آغاز شد.این مسیر نیز آسان نبود. در بسیاری از قسمت‌ها پاکوب مشخصی وجود نداشت و لازم بود مسیر مناسب را از میان شیب‌ها و سنگ‌ها پیدا کنیم. بخش‌هایی از فرود نیز نیازمند دست‌به‌سنگ بود.پس از ساعت‌ها فرود، حدود ساعت ۱۹:۰۰ به محل استقرار عشایر در یورد نوقل رسیدم و سایر اعضای تیم نیز با حدود یک ساعت فاصله، حوالی ساعت ۲۰ به محل رسیدند.خودروی پشتیبانی منتظر تیم بود و پس از حدود دو ساعت مسیر، حوالی ساعت ۲۲:۳۰ به محل اقامت در سی‌سخت رسیدیم.در پایان شب، جلسه‌ای برای شنیدن نظرات، انتقادات و پیشنهادهای اعضای تیم برگزار شد و پس از آن، احکام و نشان‌های پیمایش به اعضا اهدا شد. شام پایانی نیز به میزبانی تیم پشتیبانی صرف شد و پرونده این برنامه به پایان رسید.استراحت من اما بسیار کوتاه بود. پس از حدود دو ساعت خواب، ساعت ۴ صبح سی‌سخت را به مقصد اصفهان ترک کردم و نهایتاً ساعت ۱۵ روز ۲۳ مرداد به ترمینال بیهقی تهران رسیدم.با رسیدن به تهران، پیمایش خط‌الرأس شرقی دنا رسماً پایان یافت.جمع‌بندی برنامهاین برنامه، پیمایشی حدود ۴۰ کیلومتری در مدت ۴۸ ساعت بود که طی آن ۱۰ قله شامل برف‌کرمو، نمک، کل‌خرمن، نول شمالی، نول جنوبی، قاش‌سرخ، تاپو، گایونه شرقی و غربی و پازن‌پیر صعود شد.اما آنچه سختی برنامه را تعریف می‌کرد، فقط مسافت و تعداد قله‌ها نبود.تراورس‌های طولانی، دست‌به‌سنگ‌ها، دهلیزها، تیغه‌های سنگی، مسیرهای ریزشی، یخچال، شیب‌های تند، شب‌پیمایی، باد شدید، بارش ناگهانی، کمبود آب، خستگی و تصمیم‌گیری‌های مداوم، این پیمایش را به تجربه‌ای جدی و ارزشمند تبدیل کرد.در طول مسیر چند بار برنامه اولیه متناسب با شرایط واقعی تغییر کرد؛ از تأخیر حرکت به دلیل وضعیت یکی از همنوردان گرفته تا انصراف نفرات، توقف به علت باد و بارش شدید و تغییر محل کمپ شب دوم. همین اتفاقات نشان داد که در یک برنامه جدی کوهستانی، پایبندی کورکورانه به برنامه اهمیت ندارد؛ تصمیم درست متناسب با شرایط، اهمیت دارد. سخن پایانیاز این پیمایش یک نکته بیش از هر چیز در ذهن باقی ماند:دنا را نباید دست‌کم گرفت.دنا با تمام زیبایی و شکوهش، کوهستانی جدی و پرچالش است. مسیرهای ریزشی، دهلیزها، دیواره‌ها، تیغه‌های سنگی، شیب‌های تند، تغییرات ناگهانی هوا، باد و بارش و طولانی بودن پیمایش، در صورت بی‌توجهی می‌توانند به خطری جدی تبدیل شوند.برای ورود به چنین مسیری، انگیزه و علاقه به کوهنوردی به‌تنهایی کافی نیست. آمادگی جسمانی، تجربه فنی، تجهیزات مناسب، شناخت مسیر، مدیریت زمان، کار تیمی و توان تصمیم‌گیری در شرایط سخت از ضروریات چنین پیمایشی است.خط‌الرأس شرقی دنا برای ما تنها مجموعه‌ای از قله‌ها نبود.این مسیر، درس بزرگی از صبر، استقامت، رفاقت، مسئولیت‌پذیری، اعتماد و احترام به کوهستان بود؛ مسیری که سختی‌هایش به پایان رسید، اما تجربه و خاطره‌اش برای همیشه باقی خواهد ماند.
ادامه مطلب

گزارش برنامه خط‌الرأس دارآباد به توچال

مسیر و زمان‌بندی شروع از پارکینگ دارآباد (ساعت ۰۴:۰۰ — ارتفاع حدود ۱۷۵۰ متر ) ساعت ۳:۳۰ در ابتدای مسیر کوهنوردی دارآباد جمع شده و ساعت ۴:۰۰  شروع به کوهنوردی به سمت هدف اول یعنی قله دارآباد کردیم.قله دارآباد ( قبل از ساعت ۰۸:۰۰ — ارتفاع ۳۲۰۰ متر ) محمدامین قبل از قله و البرز از قله بازگشتند؛ در همین‌جا گروه رأی‌گیری کردیم و سرپرست برنامه تصمیم به ادامه مسیر گرفتند.تیغه‌های دارآباد — به‌دلیل مشکل حرکتی یکی از دوستان در بخش‌های دست‌به‌سنگ، زمان زیادی از گروه گرفته شد.قله سیاه‌بند (قبل از ساعت ۱۱:۳۰ — ارتفاع ۳۳۲۰ متر)قله پیازچال - لزون شرقی ( ساعت ۱۳:۵۴ — ارتفاع ۳۵۴۰ متر)گردنه پیازچال ( ارتفاع ۳۲۶۰ متر ) آقای سرور در همین نقطه تصمیم به تغییر مسیر گرفتند.چشمه پیازچال (ساعت ۱۵:۰۰ — ارتفاع حدود ۳۲۶۰ متر) در کنار چشمه پیازچال توقف و استراحت کوتاهی داشتیم.قله اسپیلت ( ساعت ۱۶:۰۰ — ارتفاع حدود ۳۵۰۰ متر) از کنار قله اسپیلت به مسیر ادامه دادیم.اردوگاه کلکچال  ( ساعت ۱۷:۰۰ — ارتفاع حدود ۳۰۳۰ متر ) در اردوگاه کلکچال توقف کوتاهی داشتیم و چای خوردیم و اعضای تیم خود را معرفی کردند. پارک جمشیدیه (حدود ساعت ۲۰:۰۰ — ارتفاع حدود ۱۷۵۰ متر ) بعد از ۱۶ ساعت کوهنوردی برنامه در پارک جمشیدیه در ساعت ۸ بعد از ظهر به پایان رسید.  تصمیم‌گیری‌های مسیر روی قله دارآباد و پیش از ورود به بخش‌های دست‌به‌سنگ تیغه‌ها، گروه دور هم جمع شد و رأی‌گیری کرد که ادامه مسیر بدهیم یا برگردیم؛ با نظر آقای هادی سرور، تصمیم به ادامه مسیر گرفته شد. پس از آن، در بخش تیغه‌های صخره‌ای، به‌دلیل کندی حرکت یکی از همراهان، زمان زیادی از گروه گرفته شد.در پیازچال، آقای سرور با محاسبه‌ی زمان از دست‌رفته، متوجه شد که در صورت ادامه تا قله توچال، به ساعت کارکرد تله کابین نمی‌رسیم و مجبور به بازگشت با پای پیاده خواهیم بود. از طرفی با نزدیک شدن غروب آفتاب، امکان بازگشت از مسیر زیباتر (سمت ولنجک) از بین می‌رفت و تنها گزینه، مسیر طولانی‌تر، کم‌شیب‌تر و کم‌جاذبه‌تر بود. با این ارزیابی، ایشان تصمیم گرفت به‌جای ادامه تا توچال و فرود از ولنجک، از سمت قله کلکچال بازگردیم و نقطه پایان برنامه را پارک جمشیدیه قرار دهیم. جمع‌بندیبرنامه به‌طور کلی با موفقیت به پایان رسید، هرچند به‌دلیل کندی حرکت یکی از اعضا در بخش صخره‌ای تیغه‌های دارآباد، مسیر برنامه‌ریزی‌شده اولیه (تا توچال) قابل تکمیل نبود. تصمیم سرپرست برای تغییر مسیر در پیازچال و بازگشت زودتر از سمت کلکچال، با در نظر گرفتن ایمنی گروه، محدودیت زمانی تله کابین و نزدیک شدن غروب، تصمیمی منطقی و مسئولانه بود.
ادامه مطلب

گزارش صعود قله جانستون

قله جانستون یکی از قله‌های البرز مرکزی در شمال روستای آبنیک و شمال شرقی روستای لالون است. ارتفاع این قله ۳۹۵۰ متر از سطح دریا برآورد شده‌است. این قله در مجاورت قلل خرسنگ، ورزاب، برج و خلنو قرار دارد. برنامه ساعت ۴:۳۰ بامداد از تهران با ۳ دستگاه خودروی شخصی آغاز شد. پس از رسیدن به روستای آبنیک، خودروها را در مسیر خاکی انتهای روستا پارک و پیمایشمان را ساعت ۶:۰۰ صبح از ارتفاع تقریبی ۲۵۶۰ متر آغاز کردیم. ابتدای مسیر از گدار رودخانه ای که در انتهای روستا قرار داشت گذشتیم و وارد پاکوب مسیر شدیم. در این مسیر، رودخانه در سمت چپ ما بود. شیب ابتدایی مسیر تا محدوده چشمه ادامه‌‌دار است و در برخی قسمت‌ها به دلیل ریزشی بودن، احتمال سقوط سنگ وجود دارد. در همین بخش، سرپرست محترم برنامه، استاد سرور توضیحات لازم را درباره واکنش با ریزش سنگ و رعایت فاصله‌گذاری مناسب بین تیم‌ها و شیوه عبور ایمن از قسمت‌های ریزشی ارائه کردند.ساعت ۷:۲۰ به چشمه رسیدیم و بعد از برداشتن آب، کمی جلوتر و پیش از ورود به دشت، صبحانه را صرف کردیم. ساعت ۷:۴۵ وارد دشت جانستون شدیم.در دشت جانستون حال یکی از همنوردان نامساعد شد. پس از توقف کوتاه و با توجه به عدم بهبود شرایط، ایشان به همراه یکی از اعضای تیم به روستا بازگشتند. در اینجا لازم است از آقای موسوی بابت این همراهی مسئولانه و فداکارانه صمیمانه قدردانی شود.در ادامه مسیر، ساعت ۸:۲۰ به انتهای دشت جانستون رسیدیم و غار بیوک‌آقا در انتهای دشت نمایان شد. در این قسمت مسیر قله خرسنگ از جانستون جدا می‌شود و مسیر سمت راست رودخانه به سمت قلل خرسنگ و سمت چپ به جانستون می‌رود. با عبور از رودخانه به سمت چپ و گذر از کنار غار آقابیوک، ساعت ۹:۱۵ به اولین یال در مسیر صعود قله رسیدیم.از اینجا به بعد، صعود روی شیب یال آغاز شد. یالی طولانی و نسبتاً فرسایشی که نیاز به توان بدنی مناسب و مدیریت انرژی دارد. در این زمان، استاد سرور نحوه تنظیم باطوم متناسب با شیب و همچنین گام‌برداری صحیح در مسیرهای شیب‌دار را به تیم یادآوری کردند. در همین زمان چند راس اسب وحشی در دامنه‌ی سمت چپ یال در حال چرا بودند. پس از حدود یک ساعت صعود، به برفچال بین دو یال رسیدیم و ۱۰ دقیقه استراحت و عکسبرداری کردیم و سپس ادامه مسیر را در پیش گرفتیم. ساعت ۱۱:۳۰ به یال اصلی منتهی به قله رسیدیم و ده دقیقه استراحت کردیم. سپس صعود روی یال اصلیِ منتهی به قله را از سرگرفتیم. مسیر صعود روی این یال به صورت دست‌به‌سنگ و پیمایش با شیب کمتر در ارتفاع حدود ۳۷۵۰ متر آغاز می‌شود. به علت سنگ‌های ریزشی این یال لازم است تا به فاصله‌ی تیم‌های پشت و پس توجه شود. در ساعت ۱۲:۵۰ تیم به قله جانستون رسید. زمان حضور ما روی قله، سرعت باد حدود ۲۰ کیلومتر بر ساعت و علی رغم تابش آفتاب هوا خنک بود. از روی قله، در سمت شمال‌غربی، قلل ورزاب، برج، خلنو، میشچال و پالون‌گردن مشخص بودند و در سمت شرق نیز قلل خرسنگ شمالی و جنوبی دیده می‌شدند. بعد از استراحت و ثبت عکس، ساعت ۱۳:۵۰ فرود آمدیم.پس از عبور از دست‌به‌سنگ‌های یال زیر قله، ساعت ۱۵:۱۵ در کنار محل برفچال به مدت ۱۰ دقیقه استراحت کردیم و سپس فرود روی یال فرعی را ادامه دادیم. در مسیر فرود به سمت دره‌ی سمت چپ تغییر جهت دادیم تا ساعت ۱۶:۴۵ به گوسفندسرای دیگری در کنار رودخانه و بالادست غار بیوک‌آقا رسیدیم. در این محل نیز ۱۰ دقیقه استراحت کردیم. ساعت ۱۷:۱۵ از کنار غار بیوک‌آقا و از روی رودخانه گذشتیم. در همین حین استاد سرور توضیحات لازم درباره نحوه عبور از رودخانه را به تیم ارائه کردند. پس از عبور از رودخانه، وارد دشت جانستون شدیم.در ساعت ۱۸:۱۵ از دشت خارج شدیم و مجدداً به چشمه رسیدیم. پس از برداشت آب و توقف کوتاه، از همان مسیر رفت به سمت روستا برگشتیم و ساعت ۱۹:۳۰ به منطقه پارک خودروها رسیدیم و به سمت تهران حرکت کردیم. باتشکر از سرپرست محترم برنامه جناب آقای سرور و باشگاه خوب آلپ که این تجربه‌ی عالی را برایمان رقم زدند. اطلاعات برنامه:  مسافت پیمایش: ۱۶.۳ کیلومتر چشمه: ۳۰ درصد ابتدایی مسیر قبل از دشت جانستون اختلاف ارتفاع صعود شده: ۱۵۰۰ متر
ادامه مطلب
سایر گزارش ها

باد شدید سد راه صعودهای زمستانی امسال هیمالیا

عوامل متعددی هستند که می‌توانند باعث شکست اکسپدیشن‌های 8000 متری شوند از جمله هیپوکسی، سرمای شدید، بهمن، بیماری، حادثه و آب و هوای بد. زمستان امسال اما هر چهار اکسپدیشن اجرا شده در اورست، آناپورنا، ماناسلو و ماکالو بدون موفقیت در صعود به قله به پایان رسیدند و دلیل اصلی سه مورد آن وجود بادهای شدید ناتمام بود. مورد چهارم هم که تلاش انفرادی یوست کوبوش برای رسیدن به اورست بود پس از یک زلزله کوچک به پایان رسید. توجه داشته باشید که کوبوش البته به هدف این فصل خود یعنی ارتفاع 7500 متر رسید.

آناپورنا
بر اساس آمار موجود، از سال 1980 تاکنون وجود بادهای شدید تعداد هفت اکسپدیشن زمستانی از 23 مورد را در  آناپورنا ناکام گذاشته‌اند و اغلب موارد ناتمام مانده در ارتفاع بین 5600 تا 7300 متری کنسل شده‌اند.
البته باید توجه داشت که از آن 23 اکسپدیشن زمستانی آناپورنا در طول نزدیک به نیم قرن، تنها دو مورد موفقیت‌آمیز بوده‌اند و هر دو هم در زمستان سال 1987 بوده است.
امسال در برنامه اکسپدیشن زمستانی آناپورنا، سارا عبدویس کوهنورد ایرانی هم حضور داشت که این اکسپدیشن هم بعد از مدتی به دلیل شرایط بد آب و هوایی و وجود بادهای شدید در نهایت کنسل شد.

ماناسلو
در 17 ژانویه 2025، سیمونه مورو، نیما رینجی شرپا و اسوالد رودریگو پریرا تنها یک هفته پس از رسیدن به بیس کمپ ماناسلو، اکسپدیشن خود را لغو کردند. آنها تصمیم گرفتند به دلیل آب و هوای بد صعود را انجام ندهند. هواشناسی دو هفته بادهای شدید تا سرعت 150 کیلومتر در ساعت را پیش بینی کرده بود و تیم تصمیم گرفت به جای اینکه تا فوریه برای بهبود شرایط صبر کند، راهی خانه شود.
تاکنون از 24 اکسپدیشن زمستانی ماناسلو، هفت مورد به دلیل بادهای شدید ناتمام مانده‌اند. علاوه بر باد، عوامل دیگر شامل برف زیاد و خطر ریزش بهمن بوده است
اولین صعود زمستانی موفق ماناسلو، در 12 ژانویه 1984 از جبهه جنوبی و با وجود بادهای بسیار شدید (گاهی بین 150 تا 170 کیلومتر بر ساعت) انجام شد.

 

دنیس اوربکو (راست) و سیمونه مورو در طول برنامه صعود موفقشان به ماکالو در سال 2009

ماکالو
ابوالفضل گوزلی از ایران و شرپاهایش در زمستان امسال در ماکالو به ارتفاع حدود 7900 متری رسیدند، اما وزش باد شدید، پیشرفت بیشتر را غیرممکن کرد. از میان قلل 8000 متری، ماکالو یکی از بادخیزترین قله‌هاست و تاکنون از 14 اکسپدیشن زمستانی، 12 مورد به دلیل باد شدید کنسل شده است.
تنها صعود موفقیت‌آمیز زمستانی ماکالو در 8 فوریه 2009 انجام شده است. دنیس اوربکو و سیمونه مورو بدون کپسول اکسیژن ماکالو را برای اولین و آخرین بار در زمستان صعود کردند.

www.explorersweb.com

بازگشت یوست کوبوش، رکورد زمستانی اورست در مسیر غربی تایید شد

یوست کوبوش آلمانی که در تلاش برای صعود زمستانی انفرادی اورست از مسیر غربی بود، به بیس کمپ بازگشته است. او چادر خود را در گردنه لهولا (Lho La) دور زد و تمام راه را تا نزدیکی لوبوچه بدون وقفه ادامه داد.
کوبوش قبل از اینکه داخل کیسه خوابش بیفتد، از طریق پیامک به اکسپلورز وب اطلاع داد: «شنبه شب با بادهای شدید جنگیدم و در تاریکی با هدف رسیدن به بالاتر از ارتفاع 7500 متر پیش رفتم و در نهایت موفق شدم.»
کوبوش آنقدر به راه خود ادامه داد تا اینکه جی‌پی‌اس ساعت او چند متر بالاتر از رکورد 7500 متری سال 1983 را ثبت کرد: 7537 متر.
کوبوش گفت: «تاریک بود، اما من تا آنجا که ممکن بود، فراتر از شانه غربی تا انتهای خط الراس برفی و ابتدای یک بخش سنگی پیش رفتم.»
کوبوش در تماس تلفنی از بیس کمپ به ما افزود: «درست است که تنها چند متر بیشتر است، اما از نظر ذهنی برای من مهم بود.» علی‌رغم داشتن سرفه‌های خشک معمول در ارتفاعات، صدای این کوهنورد جوان واضح و سالم بود.
کوبوش گفت که او تمام مسیر صعود را در شرایط برفی خوب و در یک حرکت به سبک آلپاین از کمپ یک خود در نیمه راه تا گردنه لهولا انجام داده و در آنجا کمپی برقرار کرده بود. او در برنامه‌های زمستانی قبلی خود در این مسیر اورست، کمپ دومی تشکیل نمی‌داد و در عوض چادر و وسایلش را تا آخر بالا و پایین می‌برد.
او گفت: «در واقع، چالش‌برانگیزترین بخش صعود، حفر سکوهایی برای چادر بود که برای استراحت توقف کردم. به همین دلیل تجهیزاتم را به حداقل رسانده بودم. من هیچ چیز غیر ضروری با خود حمل نمی‌کردم، جز شاید کمی سوخت یدک.»
در آخرین بخش صعود، کوبوش چادر خود را در ارتفاع 6800 متری ترک کرد، تا ارتفاع 7537 متری پیش رفت و سپس به سرعت به چادر خود بازگشت تا کمی بخوابد.
کوبوش در مورد برنامه آینده‌اش گفت: «من در این برنامه چیزهای زیادی یاد گرفتم و مهمتر از همه، در اولین حرکتم به سمت بالای کوه به هدفی که داشتم و آن شکستن رکود پیشین بود رسیدم. در حال حاضر، واقعاً به استراحت نیاز دارم و زمان برای تصمیمگیری وجود دارد.»
www.explorersweb.com

سه تیم زمستانی 8000 متری در حال آخرین تدارکات

هر سه تیم اکسپدیشن 8000 متری زمستان امسال منتظرند تا زمستان کوهنوردی به طور رسمی در ساعت 3:06 بعدازظهر به وقت نپال در تاریخ 21 دسامبر آغاز شود و تا آن زمان همگی به خوبی در حال آماده سازی برای صعود خواهند بود.
1. اورست از رخ غربی
یوست کوبوش (Jost Kobusch) از آلمان به تلاش خود برای دستیابی به هدف بلندمدت و جاهطلبانهاش ادامه میدهد: صعود انفرادی زمستانی اورست از طریق دیواره غربی. پس از تلاش برای صعود به قلهای صعودنشده در مرکز نپال و چند روز پیادهروی در دُولپو، کوبوش به منطقه خمبو رسیده است. او تا تاریخ 22 دسامبر به بیسکمپ اورست نخواهد رفت و به همهوایی در قلههای نزدیک ادامه خواهد داد. کوبوش تأکید میکند که پروژه انفرادی زمستانی اورست او شامل چندین مرحله خواهد بود و او هنوز به مرحله نهایی نرسیده است. او گفت: «در زمستانهای 2019-20 و 2021-22، [دو تلاش قبلیاش] زمان زیادی را صرف کار بر روی مسیر کردم، اطلاعات زیادی کسب کردم و مهارتهایم را تقویت کردم.» زمستان گذشته، یک آسیب او را مجبور به لغو برنامه کرد. این بار هم او میگوید که هنوز انتظار رسیدن به قله را ندارد. او اخیرا گفت که: «هدف این است که در این مرحله رکورد ارتفاع ثبت شده توسط یک تیم فرانسوی در سال 1983 را بشکنم. آنها در زمستان به ارتفاع 7500 متر در دیواره غربی رسیدند. من دوست دارم بالاتر بروم و ارتفاعات بالاتر را کشف کنم.»
2. آمادابلام قبل از آناپورنا
الکس تیکون (Alex Txikon) اسپانیایی و تیم سون سامیت ترکز نیز در دره خمبو هستند و در راه بیس کمپ آمادابلام. این کوهنورد باسکی رهبری گروه بزرگی را بر عهده دارد شامل یک تیم شرپا و چندین کوهنورد که تنها برای آمادابلام آمدهاند و دیگرانی که مایلند با تیکون ادامه دهند تا تلاش کنند آناپورنا را در زمستان صعود کنند. او پیش از این هم در زمستان گذشته روی آناپورنا تلاش کرده بود. این تیم همچنین شامل ماتیا کونته (Mattia Conte) و والدمار کووالسکی (Waldemar Kowalewski) از لهستان و ساجد سدپارا از پاکستان است. کوهنوردان دیگری که معمولاً در اکسپدیشنهای سون سامیت حضور دارند نیز ممکن است به زودی به این تیم بپیوندند. ساجد سدپارا و کووالسکی تأیید کردند که برنامه این است که طی چند روز آینده یک تلاش سریع برای قله آمادابلام انجام دهند تا بتوانند تا تاریخ 6 دسامبر به قله برسند. آنها قصد دارند آناپورنا را به سبک کلاسیک با حمایت شرپاها، ثابتگذاری مسیر و اکسیژن کمکی برای حداقل برخی از کوهنوردان تیم صعود کنند.
3. از ایتالیا تا ماناسلو
در همین حال، سیمونه مورو (Simone Moro) بیشتر نوامبر را در نپال گذرانده و علاوه بر فعالیت به عنوان خلبان، در حال گذراندن فرایند همهوایی بوده است. او اکنون به ایتالیا بازگشته است تا برخی تمرینات نهایی را قبل از رفتن به ماناسلو برای یک تلاش به سبک آلپاین با نیما رینجی شرپا (Nima Rinji Sherpa) انجام دهد. این شرپای 18 ساله، جوانترین فردی است که 14 قله بالای 8000 متر را فتح کرده است و در حال حاضر در نپال و اقصی نقاط دنیا سخنرانی انگیزشی میکند.
www.explorersweb.com

مسئول بخش خبری؛
علیرضا شوبیری

باربارا زانگرل و اولین صعود فلش روی دیواره ال کاپیتان

باربارا بابسی زانگرل، سنگنورد مطرح اتریشی با موفقیت خود در صعود فلش مسیر فری رایدر دیواره ال‌کاپیتان، همه را شگفت‌زده کرد و به نخستین فردی تبدیل شد که توانسته این مسیر را به‌صورت فلاش صعود کند. زانگرل در فاصله چهار روز از ۱۹ تا ۲۲ نوامبر 2024، مسیر معروف فری رایدر (5.13a) را با 1000 متر ارتفاع بدون هیچ سقوطی (پاندولی) با موفقیت کامل صعود کرد. او با حمایت همنورد قدیمی‌اش، جاکوبو لارچر ایتالیایی که او نیز در تلاش بود تا این مسیر را به‌صورت فلاش صعود کند اما یک بار سقوط کرد، به این موفقیت ارزشمند دست یافت. مسیر فری رایدر به‌خاطر صعود الکس هانولد در فیلم فری سولو به‌خوبی شناخته شده است. زانگرل ۳۶ ساله حالا نخستین فردی شده که توانسته مسیری را بر روی این دیواره عظیم به‌صورت فلاش صعود کند. زانگرل گفت که دوستش کالین پاویک، سال‌ها سعی کرده بود او و لارچر را قانع کند که باید فرصتی برای صعود فری رایدر به خود بدهند، اما او واقعاً باور نداشته که صعود  فلاش ممکن باشد.

گفتنی است این دو سنگنورد در سال‌های گذشته هم صعودهای ارزشمند دیگری در مسیرهای دیگر ال کاپیتان داشته‌اند.

* صعود فلش یک مسیر در سنگنوردی به معنای صعود موفق در اولین تلاش می‌باشد. البته در صعود فلش سنگنورد از قبل اطلاعاتی راجع به مسیر جمع‌آوری می‌کند ولی هیچ تلاشی روی مسیر انجام نداده است.

www.climbing.com

گزارش از؛

علیرضا شوبیری

تأیید روز ملی دماوند در شورای عالی انقلاب فرهنگی

نظر به درخواست صورت گرفته جهت درج نام «روز ملی دماوند» به تاریخ 13 تیرماه به شورای عالی انقلاب فرهنگی، مدیر کل و دبیر کمیسیون مربوطه طی نامه ای به فدراسیون اعلام داشت باتوجه به سالروز ثبت قله دماوند در فهرست آثار طبیعی ملی در 13 تیرماه 1387، پیشنهاد مذکور در جلسه مورخ 15 آذرماه 1402 در کارگروه نامگذاری روزها و مناسبتهای خاص (کمیسیون تقویم)، مطرح شد و پس از بحث و بررسی مورد تأیید قرار گرفت.

شایان ذکر است پس از طرح و تصویب در جلسه شورای فرهنگ عمومی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی، برای اجرا ابلاغ خواهد گردید.
منبع خبر : فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی ایران